صفحه ها
دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 30139
تعداد نوشته ها : 35
تعداد نظرات : 8
Rss
طراح قالب

سیرک مصری

در سال 51 یک سیرک مصری به اهواز آمده  بود، که در جهت فساد اخلاقی جامعه گامر بر می داشت.حسین در این زمان نو جوان 14 ساله ای بود، و نمی توانست در برابر این حرکت شیطانی آرام گیرد. بناچار وی به همراه دو تن از دوستانش ، در یکی از ساعات روز که کسی آنجا نبود ، با بمب بنزینی آن مکان را به آتش کشیدند.بعد از آتش زدن سیرک حسین و یکی از دوستانش نامه ای را تهیه کردند و مخفیانه به مسئول سیرک رساندند.در آن نامه نوشته بودند:« در زمانی که اسرائیل ، مردم مظلوم فلسطین را آواره کرده است و ما باید دست به دست هم بدهیم و مسلمانان جهان را بیدار کنیم، جای تعجب است که در این شرایط شما برای به فساد کشانیدن جوانان کشور ما به ایان آمده اید و...»جالب اینکه مسئول سیرک نامه را به ساواک نداده بود. زیرا دو سال بعد که حسین را در رابطه با مسائل دیگری دستگیر کردند. ساواک هیچ اطلاعاتی از این نامه نداشت . یقینا اگر ساواکیها از موضوع این نامه خبر داشتند، شکنجه های بیشتری بر حسین و دوستش وارد می ساختند.

نماز جماعت در زندان

در سال 1353 که حسین را دستگیر کردند، او را به بند نوجوانان زندان بدند. زندانیان این بند ، نوجوانانی بزهکا بودند که به جرم دزدیو دعوا و... به زندان افتاده بودند. وقتی حسین وارد این بند شد، بعضی از زندانیان او را مسخره می کردند و می گفتند: با کی دعوا کردی ؟ چی دزدیدی ؟ و... اما حسین با صبر و حوصله بزودی توانست چند نفر از آنها را نماز خوان کند.چند روز بعد ماموران زندان متوجه شدند که همان نوجوانان بزهکار ، به امامت حسین ، نماز جماعت می خوانند و جلسه قرآن بپا کردند. بدنبال گزارش ماموران ، حسین را از این بند خارج کردند.تا چند سال بعد هر چند وقت یکبار یکی از آن نوجوانان بزهکار به سراغ حسین آمده و می گفتند، حسین آقا در زندان ما را هدایت کرد.

اعتصاب خواهران دانشجو

حسین در سال 1356 در کنکور شرکت کرد و در رشته انتخابی و مورد علاقه اش یعنی تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد.با اینکه دانشجوی سال اول بود و از اهواز به شهر جدیدی وارد شده بود، اما در همان چند ماه اول، چهره سرشناس گردید و غالب دانشجویان او را به عنوان فردی انقلابی و پر تلاش می شناختند. در این سال که اوج تظاهرات دانشجویی علیه رژیم شاه بود ، روزی بدنبال تظاهرات، گارد دانشگاه وارد محوطه می شود. یکی از ماموران به یکی از خواهران چادری که در حال عبور از دانشکده بودند پرخاش می کند. حسی که شاهد این جسارت بوده ، با مامور به تندی پاسخ می دهد و مامور حسین را دستگیر و پس از ضرب وشتم به داخل کامیون پرتاب می کند. عده ای از خواهران دانشجو که شاهد ماجرا بودند، علیه آن مامور شعار می دهند و بعد جلوی کامیون می نشینند و می گویند تا حسیت را آزاد نکنید ، از اینجا حرکت نمی کنیم. سرانجام با آزادی حسین ، اعتصاب خواهران به پایان رسید.

عملیات کنسولگری عراق

حضرت امام خمینی (ره) از سال 1342 به عراق تبعید شدند . در سال 57 با اوجگیری انقلاب اسلامی ، رژیم شاه با عراق هماهنگ کرد که مانع حرکت سیاسی امام شوند  و یا ایشان آن کشور را ترک نمایند.امام فرمودند: من از این فرودگاه به آن فرودگاه می روم ولی دست از مبارزه بر نمی دارم.سرانجام حضرت امام (ره) ، عراق را به سوی کشور نامعلومی ترک کردند.گروه موحدین ، که حسین یکی از اعضای فعال آن بود (موسس)،برای نشان دادن خشم ملت به عملکرد رژیم عراق تصمیم گرفتند کنسولگری عراق در شهر خرمشهر را آتش بزنند.با اینکه ماموران مسلح اطراف آن را محاصره کرده بودند اما حسین و سه نفر از دوستانش پس از درگیری با ماموران به ساختمان نزدیک شدند تا آنجا را به آتش بکشند این عملیات در رادیوهای بیگانه انعکاس وسیع داشت و دوستان امام را بسیار شاد نمود.

عملیات در کرمان

در سال 1357 مردم قهرمان کرمان در مسجد جامع این شهر شعارهای ضد رژیم می دادند که ناگهان ماموران رژیم شاه وارد مسجد شده و با ضرب و شتم مردم ، جنایت و فاجعه آفریدند. در آن ایام در سراسر کشور شعار می دادند: کتاب قرآن را ، مسجد کرمان را، شاه به آتش کشید.بدنبال این ماجرا حسین و شهید محمد علی مالکی و دونفر دیگر از دوستانش وارد شهر کرمان می شوند و به کک جوانان انقلابی آن شهر، شناسایی خود را انجام می دهند. سرانجام حسین مواد منفجره را در زیر لباسش مخفی می کند و به بهانه گرفتن ویزا جهت سفر خارجی از جلوی دید ماموران عبور کرده و مواد منفجره را جا سازی نموده و از در دیگر بیرون می رود. پس از دو دقیقه ساختمان شهربانی منفجر شد و در حالی که ماموران رژیم ، سراسیمه فرار می کردند، مردم انقلابی کرمان با شادی فریاد الله اکبر سر دادند.

مجازات نماینده مجلس طاغوت

در ایام حکومت نظامی (سال 57) امام خمینی از تبعید گاه خود (پاریس) حرکت انقلاب را هدایت می کردند. امام در پیامی فرمودند نمایندگان مجلس شورا ، غیر قانونی اند و باید مجلس تعطیل شود. یکی از نمایندگان روحانی نما سخن امام را مورد تمسخر قرار داده و نیز نسبت به حرکت  انقلابی مردم بسیار توهین می کرد. حسین و دو نفر از دوستانشتصمیم گرفتند ، آن نماینده را مجازات نمایند. سرانجام روزی به طرف ماشین او رفتند و او را مجروح نمودند.بدنبال این عملیات ، مجلس شورا کاملا تعطیل شد و نمایندگان برای حفظ جان خود از آمدن به مجلس خودداری می کردند.

عملیات در شرکت نفت

در سال 57 بساری ا کارخانجات و موسسات دولتی و غیر ولتی به اعتصاب عمومی ملت پیوستند، اما پیوستن شرکت نفت به اعتصابیون خیلی مهم بود و ماموران رژیم اجازه چنین کاری را نمی ادند.امام خمینی در پیام ، صنعت نفت را بع پیوستن به مردم دعوت کردند. بدنبال این پیام، گروه موحدین ریاست مناطق نفت خیز شرکت نفت ( مستشار آمریکایی) را مجازات انقلابی نمودند.پس از این برنامه چریکی بسیار مهم ، اعتصاب شرکت نفت کامل شد و بدینوسیله اساسی ترین ضربه بر پیکر نیمه جان رژیم شاه وارد شد.

 

از لانه جاسوسی تا جبهه نبرد

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ( 22 بهمن 57) آمریکا برای شکست انقلاب ، اما با سخیر لانه جاسوسی ( 13 آبان 1358) نقشه های استکبار نقش برآب شد.سرانجام برای نابودی کشور و انقلاب ، عراق را مامور حمله به ایران کردند. ( 31 شهریور 59) دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که لانه جاسوسی (سفرت آمریکا) را اشغال کرده بودن ، کارهای فراوانی داشتند ، از جمله نگهداری جاسوسان ، مصاحبه با خبرنگاران تنظیم اسناد و ... اما از حضور در جبهه غفلت نداشتند.بسیاری از دانشجویان عزیز در جبهه ، حضور یافتند از جمله چندین نفر از آنان در حماسه هویزه در کنار شهید سید حسین ، به شهادت رسیدند و با شهادت خود صداقت خویش را در پاسداری از انقلاب به اثبات رساندند.

 صحنه کربلا

آزاده فهرمان علیرضا جولا  می گوید: ظهر روز پانزدهم نزدیک کرخه نور بودیم که دیدیم حضرت آیت الله خامنه ای به آنجا تشریف آوردند. بچه ها بسیار خوشحال شدند و دور ایشان را گرفتند ، چند عکس هم با ایشان گرفتیم. ایشان سخنان جالبی فرمودند و ما به پیشروی خودمان به سوی دشمن ادامه دادیم یکی دو ساعت بعد دیدیم چند تانک از پشت سر مان می آید. خوشحال شدیم و گفتیم، تانک نیروهای خودی به کمک ما می آیند. تانک ها که نزدیک شدند  متوجه شدیم که به طرف ما شلیک می کنند . گفتیم احتمالا تانک ها اشتباه می کنند. بعد از چند دقیقه فهمیدیم  که اینها تانک دشمن هستند که از پشت سرمان ما را دور زده اند.لحظات عجیبی بود تانک ها ، هلی کوپتر ها و هواپیماهای عراق همه با هم سر بچه های ما آتش می ریختند. آنجا بود که صحنه کربلا برای ما مجسم شد. 

امانت الهی

شبی که خبر شهادت حسین رسید ، درحالی که شهر در تاریکی مطلق بود و حتی یک شمع یا یک سیگار هم روشن نمی شد، حضرت آیت الله خامنه ای جهت تسلیت گفتن به منزل سید حسین آمدند. در این دیدار داستانی از مادر شهید سید حسین خدمت ایشان گفته شد.ما جرا چنین است ، وقتی خبر شهادت رضا پیر زاده رسید ، نمی دانستند چگونه به مادرش اطلاع دهند. مادر شهید سید حسین به منزل رضا پیر زاده رفتند و پس از گفتگو یک جلد کلام الله به دست مادر پیر زاده دادند و گفتند این  امانت را بگیرند. پس از چند لحظه به مادر رضا گفتند  لطفا امانتم را بدهید . ایشان مجددا قرآن را به مادر شهید سید حسین داد.بعد مادر شهید سید حسین گفتند، همینطور که من امانتی به شما دادم و آن را پس گرفتم خدا وند رضا را به شما امانت داده بود و حالا او را پس گرفت. حضرت آیت الله خامنه ای با شنیدن این ماجرا ، مادر سید حسین را بسیار تحسین نمودند.

  مادر شهید

 مادر شهید سید حسین ، بانوی قهرمانی بود که در سال 42 پس از تبعید حضرت امام خمینی (ره) تلگرافی برای شاه فرستاد و در آن نوشت:« اگر مسلمانی چرا مرجع تقلید ما را تبعید کردی و اگر مسلمان نیستی ، بگو تا ما تکلیف خودمان را بدانیم.»ایشان پس از شهادت سید حسین همچون زینب کبری (س) برای زنده نگه داشتن راه شهیدان قیام کرد و با تشکیل کاروان حضرت زینب (س) بانوان قهرمان اهواز را برای کمک به جبهه ، کمک به مجروحان ، دیدا ر با خانواده معظم شهیدان ، کمک به مستمندان، سرکشی به روستائیان  و.. سازماندهی نمود. این کاروان به همت ایشان در بسیاری ا شهرهای کشور نیز تاسیس شد ( و اکنون نیز به خدمات صادقانه خود ادامه می دهد).آن بانوی مکرمه در سال 67 به رحمت ایزدی پیوست و بنا بر وصیتشان در مزار شهدای هویزه مدفون گردیدند.حضرت آیت الله خامنه ای در پیامی به همین مناسبت فرمودند:«این بانوی مکرمه از جمله زنان مومن و شجاعی بود که به سیره زنان بزرگ صدر اسلام در مقابل حوادث مهم و مصائب بزرگ با دلی سرشار از ایمان و روحیه مصمم و اراده ای استوار روبرو میشد و...» 

بخشی ازفرمایشان رهبر انقلاب در اولین یادواره شهدای دانشجو درهویزه 

 رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای برای تجدید میثاق با شهیدان هویزه در بیستم اسفند ماه 1375 به مزار این شهیدان تشریف فرما شده و در جمع هزاران نفر از اهالی منطقه سخنرانی فرمودند.بخشی از سخنان معظم له چنین است:« خدای بزرگوار را و پروردگار عظیم کریم رحیم را شکر گزاریم که به ما آنقدری فرصت داد و عمر داد که یکی از معجزات الهی در تاریخ را به چشم خودمان مشاهده کنیم .در همین بیابانی که ما امروز جمع شده ایم ، یک روزی جمعی از بهترین جوانان و پاکیزه ترین عناصر مومن و خالص و صالح ما با غربت به خاک  افتادند و شربت شهادت نوشیدند. آنروز کسی گمان نمی کرد که این شهدای عزیز و غریب آنقدر جاه و جلال معنوی پیدا کنند و مردم از راههای دور و نزدیک به زیارت آنها بیایند. اما خدای متعال اراده کردو آنچه گمان نمی رفت  تحقق پیدا کرد و آنچه دور می نمود نزدیک شد. امروز گنبد و بارگاه و دستگاه معنوی آن شهیدان وسیله ای برای توجه به قدرت لایزال پروردگار عالم است. قدرت خداوند متعال بر همه قدرت های مادی پیروز است ، اراده حضرت حق  متعال بر اراده انسانها مسیطر و مسلط است. آنروز این جوانهای عزیز برای خدا قیام کردند و حرکت کردند . من در آن روزی که به سمت این جایگاه شهادت و فداکاری حرکت می کردند آنها را از نزدیک دیدم. در نزدیکی کرخه نور، شهید عزیز حسین آقای علم الهدی ( رضوان الله تعالی علیه ) و بقیه جوانانی که همراه او بودند و با  دست خالی بدون تجهیزات ، اما با دلی سرشار از عشق و ایمان، با قلبی استوار از اتکا و توکل به پروردگار ، به این طرف می آمدند. واقعا انسان یکبار دیگر صحنه صدر اسلام را، صحنه عاشورای حسین را و کربلا را به چشم خود مشاهده می کرد، وقتی آن جوانها را می دید با عزم راسخ داشتند می آمدند در قلب دریای دشمن .این بیابان ها را متجاوزان پر کرده بودند . تمام این سرزمین پاک و مظلوم و خونبار در زیر چکمه متجاوزان بود نیروهای مسلح ما سازمان های نظامی ما ، همه تلاش خودشان را انجام می دادند اما این جوانها با دست خالی در راه خدا به جهاد برخاستند.آن روز شاید عده این جوانها 20 یا 30 نفر بیشتر نبود. 20 تا 30 جوان با دست خالی، اما دل استوار ا ایمان و توکل به پروردگار، اما در اینجا چند هزار تانک و نفربر زرهی در این بیابان ها مستقر بودند. این جمع کوچک می آمد برای مقابله آن جمع علی الظاهر بزرگ ، با ایمان ، با توکل ، همچنانی که حسین ابن علی (ع) با جمع محدود در مقابل دریای دشمن ایستاد قلبش نلرزید. اراده اش سست نشد، تردید در او راه پیدا نکرد. این جوانها هم همینطور.من از شهید علم الهدی در همین جا پرسیدم شما چی دارید ، از سلاح و تجهیزات که دارید می روید؟دیدم اینها دلهایشان آنچنان به نور ایمان و توکل بر خدا محکم است که از خالی بودن دست خودشان هیچ باک ندارند، حرکت کردند آمدند، خواستار جهاد در راه خدا و پذیرای شهادت در این راه بودند، چون می دانستند حق اند.شهدای ما در هر نقطه این جبهه عظیم  با همین روحیه ، با همین ایمان  جنگیدند.» 

   حکم اعدام

برادر جزایری ( خواهر زاده سید حسین) می گوید:در ایام حکومت نظامی ( سال 57) من همراه والدین خودم به ملاقات سید حسین رفتیم . ایشان در پادگان اهواز بود و از پشت میله های به فاصله چند متر او را دیدم .به ما گفت : سلام به مادر برسانید و بگوئید حسین حالش خوب است و مطلبی را به شما می گویم اما به مادرم نگوئید.حکم اعدام من صادر شده و قرار است چهار روز دیگر حکم را اجرا کنند.البته من سعی می کنم فرار کنم .(تذکر اینکه) الف : مادر سید حسین برای اعلام نفرت خود از رژیم شاه و به نشانه مقاومت و پایداری ، هیچگاه به ملاقات سید حسین در زندان ساواک یا حکومت نظامی نرفتند.ب : پس از فرار شاه و پیروزی تدریجی انقلابیون ، همه زندانیان سیاسی از جمله سید حسین آزاد شدند و آرزوی اعدام ایشان در دل دژخیمان  رژیم شاه ماند. 

عفو مامور شکنجه ساواک

پس از پیروزی انقلاب ، همه ماموران شکنجه توسط مردم دستگیر شدند و به دادگاه انقلاب تحویل گردیدند.از حسین و دیگر زندانیان انقلابی خواسته شد اگر شکایتی دارند ، به دادگاه بدهند حسین اعلام کرد که از مامور شکنجه ساواک که در سال 1353 او و بسیاری از انقلابیون را به شدت شکنجه داده بودند، باید انتقام گرفت . اما مامور شکنجه حکومت نظامی را  که افسر ارتش بود مورد عفو قرار داد . حسین به دادگاه آمده و پس از نصیحت و اندرز به افسر ارتشی ، نامه بسیار هدایتگرانه برای او نوشت و از او خواست که به درگاه خداوند توبه کند. سپس با بزرگواری از جرم او درگذشت.با سمه تعالیاینجانب سید حسین علم الهدی از سروان م .ن شاکی بوده ام زیرا که ایشان در زمان دستگیری اینجانب در زمان حکومت طاغوت مرا مورد شکنجه و آزار قرار داده اند اما در این مرحله حساس در پیروزی انقلاب اسلامی مسئولیت ها  و رسالت ها ی همگی ما سنگین تر از پیش و کوله بار رسالتمان پربار تر است .انقلاب اسلامی نیاز مبرم به پشتیبانی برادران ارتشی و امکاناتی که در اختیار آنان می باشد  و تجربیات این برادران عزیز دارد. این سربازان که تا دیروز در اختیار طاغوت بوده اند هم اکنون فضای پاک وحی و حکومت الله می تواند آنان را مجاهدانی با ایمان و پر قدرت بسازد که از موجودیت احکام خدا و قرآن کتاب خدا پشتیبانی کنند تا حتی ادامه دهندگان راه شهدای اسلام باشند و یاران همرزم امام گردند و ثغور اسلام را حفظ کنند.مرم ایران انقلاب کردند و دگرگون شدند و رژیم طاغوت را سرنگون ساختند. برادران ارتشی نیز باید انقلابی در درون ایجاد کنند تا  بتوانند اخلاق و صفات و مظاهر طاغوتی را دگرگون سازند و تبدیل به اخلاق اسلامی کنند. هم اکنون انقلاب اسلامی ما در انتظار انقلابی در درون بازوی پر قدرت خویش ارتش است که می تواند جهت حرکت و فلسفه وجودی ارتش را تغییر دهد و در نتیجه انقلاب اسلامی ما تکمیل گردد. زیرا انقلاب ارتش ما مکمل انقلاب مردم است. اتفاقا برادران ارتشی ما از ما دانشجویان و بقیه قشرها ، یک قدم به میدان جهاد نزدیک ترند و لفظ مجاهد برازنده تر است.البته مشروط به ایجاد انقلاب درونی.از ابتدای پیروزی تا کنون تمام طرح ها و توطئه های منافقان در تضعیف روحیه ارتش مردمی و اعلان ارتش دیگر ، تو طئه ها از قبیل سمپاشی بعضی از عناصر ضد انقلاب که به لباس ارتش درآمده اند، با شکست روبرو شده است و این یک آزمایش و امتحان الهی از فرد فرد ارتش است. بهتر بگویم اتمام حجت خدا که خدای رحمان راه را برای ارتش بازگزارده تا بتواند خود آگاهانه راه خدا را انتخاب کنند و بهترین پشتیبان برای مشی ( امام خمینی ) باشند. حرفهائی که به برادران ارتشی دارم زیاد است ، خلاصه کنم ، بر اساس این ضرورت ها و مسائل حساس و مهم اجتماعی و سیاسی و نظامی انقلاب و به توجه به عفو امام خمینی که عفو شدگان تبدیل به عناصر فعال و مجاهد گردند و به خدمت خدا و اسلام درآیند و با تمام وجود و تمامی امکاناتی که در اختیار دارند در لحظه لحظه زندگی خویش تقوی و تزکیه را پیش گیرند، لذا اینجانب سید حسین علم الهدی دانشجوی دانشگاه فردوسی برادرم سروان م.ن را عفو کرده و در انتظار آزادی از زندان و دیدار ایشان می باشم و از دادستان انقلاب اسلامی تقاضا دارم که در مورد شکایت اینجانب جرمی برای سروان م.ن قائل نشده تا پس از آزادی عنصری مجاهد و مومن در خدمت انقلا ب باشند.

سید حسین علم الهدی

 18/3/1358


دسته ها :
دوشنبه بیست و سوم 10 1387
X